هواخوری مهرداد فلاح

پست الكترونيك

پیوندها

آرشیو بلاگ

فایل های صوتی

صفحه نخست

یک درام ِ انفرادی ( جوانی کجایی ؟ ) !

 سایت مهرداد فلاح - با بال هایی که ندارم پریده ام !

 ثابتی

بازی خوبی با چشم و حس مخاطب می کنی .
"پا به سن گذاشتن" را رو به بالا برده ای و "افتادن از  سن" یا همان صحنه ی روزگار را به سمت پایین و مرحله به مرحله ؛ اولی شتاب دارد و ناگهانی ست و دومی یواش یواش و قطعی .

ابوالفضل حسنی

کار جان داری ست . توانسته پرت بشود . کم نیاورده و آن هم به سبب این که متن ، نه تنها توی فرم و روساخت ، بلکه توی ژرفساخت هم با معنا چند لایه شده . آمیختگی این دو هم به گونه ای ست که مخاطب را به واسطه ی خودش به لذت می رساند .

+ mehrdad fallah ; ۸:٢۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٥/۱٠/٢۸

نشستن در اگر

 

سایت مهرداد فلاح - برای هر کس پرونده یکی هزار سال ... چه فرق می کند ؟

عالین نجاتی

در مورد این کارها باید حتمن بنویسم . خیلی وقت می شود که ندیدم کسی
نقاشی ـ شعر کار کند . البته اسم این کار شما دقیقن این نیست ، ولی شبیه کار های پاسکال است .

وحید محمد رضا پور

خلاقیت را تحسین می کنم، اما فکر نمی کنم این شیوه نگارش و ویرایش، ربطی به دنیای شعر داشته باشد . یک سوال که خیلی دوست دارم جوابش را صریح و واضح به من بگویید : آیا شما این نوشته هاتان را شعر می دانید؟

 مهر به وحید

اگر شعر را یک موجود زنده و پویا بدانیم ، مثل هر زنده ی دیگری ،در شدن و پوست اندازی مدام باید باشد. بله ، این شعر ها در قالب آن چه تا حالا شعر بوده شاید نگنجند ، ولی این خصلت شعر خلاق است که از قاب ها و قالب ها بزند بیرون. آن چه در همان برخورد اول، شعر بودنش را به رخ می کشد ، شعر نیست ، شبه شعر است.


 ثابتی

از کم حرفی ات ، از هویت تازه ای که به شکل و سایز و رنگ کلمات داده ای ، از کودکی کلماتت ، از معنی پشت پرده ی نوشته هایت ،مفهوم تازه از دل زیبایی کشیدن با یک اگر و ای کاش ( گفتن از خود ، پرسیدن از خود و ترسیدن از خود ) .
زیاد تر از تو حرف نزنم. ا
ز همه چیز خوشم آمد.

+ mehrdad fallah ; ٥:٠٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٥/۱٠/٢۱

در یک افق ِ کمی تا حدودی ابری !

سایت مهرداد فلاح - جنگجوی کوچک دارد برای دستی که اسیرش کرده چیز می نویسد !

ابوالفضل حسنی

در خوانش من، این دو پاره می توانند خود گردن های بالغی شوند و بعد سر و کله ی آقای تیغ باز هم پیدا می شود؛ هم چنان گردن و هم چنان تیغ و هم چنان گردن...و تا هم چنان...

حسین

این کارهای متفاوت با قبل که مرتکب شده اید ، خواننده را به این هدایت می کند که پست مدرن نیست ؛ چون دارای محور مرکزی است و معنا گریزی در آن صورت نگرفته . البته من از این دست کارهای شما لذت می برم . می شود پاسخی بدهی که تفاوت کار در چیست ؟

مهر به حسین

 شعر من چندان در بند این برچسب ها نیست یا نمی خواهد باشد . بعد هم ، پست مدرن فقط یکی از مولفه هاش مرکز گریزی است ، اما من گمان ندارم شعر های من هرگز معنا گریز بوده باشند . من از مفاهیم گریخته ام اغلب . شعر همیشه معنا ساز بوده است و هرچه این معنا سازی گسترده تر باشد ، به باور من شعر تر است . البته کلیشه های معنایی را شعر خوب و خلاق همواره پس می زند . من عاشق هاله ام .

+ mehrdad fallah ; ۱:٢٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٥/۱٠/۱٢

Powered by   :   Mehrdad Arefani