هواخوری مهرداد فلاح

پست الكترونيك

پیوندها

آرشیو بلاگ

فایل های صوتی

صفحه نخست

از دوست

تا از دوست زخمی عمیق تر بر دارم دارم دوست را تازه می کنم

دوست دستی در جریان دارد 

خیس از خواب های بی سمت

پا به خیابانی می سپرم از یاد ها شلوغ

شلوغ است این سری که انگشت ها روی آن ضرب می گیرند

 

دوست دلی دارد

دلی که دوست به دست دارد

سیبی است که از پوست ناگهان کنده می شود

 

کنده از من چیزی می شود 

می شود مگر ؟

دوست دارد تازه می شود به قیافه ی چاقو

 

  

+ mehrdad fallah ; ٦:٥٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٥/۸/٢٥

گپی با نیما

 شب همان شب است

دارم می کشم هنوز

یکی چیزی از جیبش

دیگری از چیزی فقط به جیبش

با چراغ هم راهی نمی رویم

داری می کشی هنوز

یکی از هزار یا از یکی هزار

یکی که توی یکی می لولد تا

همین جا هم زیادی

 قاصدِ روزان ابری ! داروگ ! کی می رسد باران ؟

+ mehrdad fallah ; ٦:٤٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٥/۸/٢۳

فریاد !

بنویسم که بد جوری پکرم ، دلتنگم . کفری ، افسرده و پاشیده است این که خودش را با شعر گول می زند مدام .

بنویسم که خرابم خراب ! مفلس ، گرفتار و پریشان است این که خودش را با نوشتن گول می زند مدام . 

بنویسم که دشمنم بیشتر شود ؟

بنویسم که ... چی !؟

+ mehrdad fallah ; ۳:۱٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٥/۸/٢٠

ّّپرده دری

در های در سخن باز با سخن چرا نمی شود دریده پرده های بر سخن ؟

 

+ mehrdad fallah ; ۱:۱۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٥/۸/٩

باران این روزها

های های هوا یا ما ؟ هستی های آب خورده باد آورده ! کمی بیشتر ازخودمان اگر ... حیف که همین هم نیستیم ! و نیستیم شجاع جسور نترس ... و شبیه همین ها . در دست  کسی هستیم که توی کثیف می لولد می جوید می موید . سری تراشیده طلب داریم از تیغی که دلش  لک برای بریدن همیشه می زند .

+ mehrdad fallah ; ۳:٤۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٥/۸/۱

Powered by   :   Mehrdad Arefani