از دیوانه ! - هواخوری مهرداد فلاح

پست الكترونيك

پیوندها

آرشیو بلاگ

فایل های صوتی

صفحه نخست

از دیوانه !

سال ها پیش ، وقتی داشتم گفت و گوی ایوان کارامازوف و شیطان را می خواندم ، به نیروی بی نظیر ذهن خلاق آدمی ایمان آوردم و تا مغز استخوانم به حیرت درآمدم . داستایوسکی آن صحنه را چنان زنده و ملموس و باورپذیر آفریده که نمی توان باور کرد آن چه آن جا رخ می دهد ، حاصل توهم بیمار ایوان بوده باشد .
از این هم مهم تر ، آدمی را وا می دارد در باره ی مقولاتی چون توهم ، چند و چون بسیار کند . دیالوگ عمیقن فلسفی و پر شور این دو ، چنان فضایی در ذهن خواننده می سازد که گویی مرز بین خیال و واقعیت سرابی بیش نیست ... و اما جنون !
دیشب وقتی داشتم "یک ذهن زیبا" با بازی درخشان راسل کرو را می دیدم ، دیدم که این جا نیز فیلم ساز با انتخاب زاویه دید شخصیت اصلی فیلم ( دکتر ناش ) ، بیننده را تا نیمه های فیلم با واقعیتی درگیر می کند که بعد معلوم ( ؟ ) می شود زاده ی ذهن بیمار دکتر بوده ...
با خودم می گویم آیا ذهن جنون زده ، لایه های نهان مانده ای از توانایی های مغز آدمی را عیان نمی کند ؟ آیا آدم هایی که دیوانه می آفریند ، کم تر از آدم های کوچه و بازار واقعی اند ؟ اگر آری ، پس چرا دیوانه ( ؟ ) آنان را چنین زنده می بیند ؟
عجبا ! چیزی که هنرمند در پی آن است - ممکن کردن نا ممکن ها - آیا همانی نیست که دیوانه مدام دارد می کند ؟
حیف که دیوانه نمی تواند ما ( من و تو ) را هم در این بازی شریک کند ! کاری که هنرمند خوب از پسش بر می آید ... اه ! سلام داستایوسکی عزیز !
کی آمدی پیشم که ندیدمت ؟

+ mehrdad fallah ; ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٢/۳/٢۱

Powered by   :   Mehrdad Arefani