این فریاد واقعی ست ؟ - هواخوری مهرداد فلاح

پست الكترونيك

پیوندها

آرشیو بلاگ

فایل های صوتی

صفحه نخست

این فریاد واقعی ست ؟

 

سایت مهرداد فلاح - جناب شیطان تو شرط را برده ای !  

ثابتی

"چوبی که رفته شکل من لای چرخ"..."شکل من"  یعنی چه ؟ چوب وقتی عمود توی چرخ می رود ،عملن چرخ از حرکت می ایستد. "من" این جا شاعر است. پس آدمی که راست ایستاده ، یعنی چه ؟ یعنی آدمی که سر ایستادگی و نه تسلیم دارد. "چرخ" می تواند به چه معنی باشد؟ مولف در سطر دوم ، شقوق مختلف معنی را گفته است و بی نهایت معنی در ذهن خواننده شکل می گیرد؛ چرخ به معنی دنیا و فلک. چرخ می تواند یک دو چرخه ی از حرکت مانده باشد که وسط خیابان را بند آورده. چرخ می تواند آدمی باشد که خودش مانع حرکت خودش شود؛ وسوسه ی شیطانی. سد راه خودش یا دیگری شود. سد الزامن با معنا و بار ارزشی منفی نیست که شیطان دیر زمانی است پیش چشم آدم روسفید شده!
بدون این تفاسیر هم ترکیب رنگ ها و چراغانی متن، با لامپ های رنگی نقطه ، به متن فضایی رمز آلود و کمی ترس آور بخشیده.

 مهر به ثابتی

تو همان مخاطبی هستی که این کار ها با او حرف می زنند و این صفای رابطه ی تو با متن ،همان چیزی است که شاعری مثل من همیشه آرزو یش را داشته. جدا و رها از هر چه دور نام کسی مثل مهرداد فلاح را گرفته ، با متنی گفت و گو می کنی که از خواننده اش توقعی ندارد جز خرج کردن خوشه ای از خرمن خلا قیت بی پایانش. درود و درود!

 اسماعیل مهران فر

بسیار با کار نمایشی شما موافقم ؛چرا که بیشتر به عینیت در کار یا اثر کمک می کند .

باران سپید

هیچ وقت نقاشی را دوست نداشتم ... اما حالا که شعرهاتان را این جوری به عینیت می رسانید ، لذت می برم . هر چند هنوز با خودم فکر می کنم آیا لازم است مفهوم یک متن را نمایش بدهیم ؟ جوابی برای این پرسش ندارم ؛ چون همیشه فکر می کردم که شعر نباید به راحتی خودش را لو بدهد ...

مهر : به باران سپید 

قشنگ لابد چشم های خودت است که قشنگ می بینی . عزیز من ! کدام مفهوم به نمایش در آمده ؟! این نما ها دارند به چشم تو چیزی می گویند ندیدنی . این بافته ها تن به پنبه  نمی دهند . پنبه نمی شوند ...!

+ mehrdad fallah ; ٧:٢٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٥/۱۱/۱۱

Powered by   :   Mehrdad Arefani