از برجی که برای افتادن ! - هواخوری مهرداد فلاح

پست الكترونيك

پیوندها

آرشیو بلاگ

فایل های صوتی

صفحه نخست

از برجی که برای افتادن !

 

سایت مهرداد فلاح - طوری نیست ! طوری که اصلن نیست ! 

ثابتی

"بین آدم تا آدم" فاصله "زمین تا آسمان است" ، اما عبارت زمین تا آسمان افتاده ؛ یعنی از قلم افتاده ، غیر از کلمه ی "تا". همین عبارت از قلم افتاده ، یک بار دیگر جایش فضای خالی گذاشته شده ( اشاره به فضای خالی بعد از "تا"ی سطر سوم ) . فاصله ای که مولف می گوید ، نه از جنس دیوار یا چیزی شیبه آن ، بلکه از جنس دیگری ست . حالا سه نقطه ی طرف چپ سطر چهارم ، ادامه ی ماجرا در ذهن خواننده است که بگردد و ببیند این دوری و گسست میان آدم ها چه ماهیتی دارد .
دیوار بلند سرکشیده از پایین متن تا قله ی آن ، بیشترین کارکردش در نمای پیش رو ، فاصله انداختن میان دو "آدم" در دو طرف خود است . دیواری که قادر است بخشی از عبارت را پشت خود مخفی سازد ، حذف کند و جهان را تا مرز بی معنایی بکشاند . شاید فاصله از جنس ناهمزبانی ست . نمی دانم آقای فلاح ، تو بگو .

مهر به ثابتی

مثل همیشه ظریف دیدی . نکته ای که من در جایگاه خوابیننده ی این متن به نظرم می رسد ، این است که در این جا ما با چیزی به نام پایگاه زبانی روبه رو هستیم . شعر جدا از آن سویه هایی که تو برشمردی ، به خود زبان هم به عنوان یک عامل فاصله انداز بین آدم ها اشاره ی طنز آمیزی دارد . این "تا" که یک حرف اضافه است ، همه ی این فاصله و جدایی را معطوف خود کرده در این شعر . منظورم این است که این متن برای پایداری خود ، به شکل بازی گوشانه ای از یک امکان زبانی محض بهره گرفته و به این ترتیب از افتادن در دام "شبهه شعر" و "شعرنمایی" گریخته ...

علی سطوتی

بابام می گفت آدم رفیقش را توی سفر می شناسد ، اما ما سفر نرفته داریم با هم رفاقت می کنیم . این روزها خیلی هوا برم داشته که بیام به دیدنت . می دانم پنجره ها را وا می کنی تا هوا بیاد تو ؛ مثل پنجره هایی که روی صفحه ی مانیتورت وا می کنی . با این کار آخری خیلی زندگی کردم . اسمت را دیدم و چهره ای که آن اسم به جا می گذاشت از خودش ؛ چهره ای که نقاب خودش بود ، نه این که نقابش چیزی غیر از خودش باشد .

 مجید قبادیان سوادکوهی

از این متن های به نوعی گرافیکی که فضاهایی تازه را به متون قبل از خودش اضافه می کند ، می شود ممنون بود ، ولی ارتفاع پرش به نظر محدود می آید ؛ به زعم من این متن ها تجربه هایی برای پریدن های بزرگ ترند .

احسان مهدیان

مهم نیست این کارهایی که می کنید ، چه عنوانی دارند ، اما واقعیت این است که من شعر کلمه را بر انواع دیگز ترجیح می دهم . به همین علت ، آن سطرهایی که با کلمه سر و کار دارند ، میدان بیشتری دارند .نمی دانم تصویر و گرافیک چه قدر کمک می کنند . واقعیت این است که  کمک می کنند ، اما پیش به سوی یک نواختی ! حالا چه قدر زیباست ها ؟

+ mehrdad fallah ; ٢:۳٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٥/۱۱/۱٧

Powered by   :   Mehrdad Arefani