ابهام !

چه فرق می کند کاکو ؟

چه رستمانه برگشته باشیم پیش آینه از سهراب

یا که پهلو دریده نزد تهمینه

آدم از چند کم نمی شود

گوش اگر بگیری جواب ... ها ! کو ؟

از شلوغی گم

از زیادی  نمی توان برداشت 

چند و چون و چرا و چه گونه بازیگران قدیمند

صحنه ای که زندگی دچار ابهام است

ما همه از حیرت سهمی ( گیرم که بیش و کم ) داریم

/ 13 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا شنطیا

ما همه از حيرت سهمی ( گيرم که بيش و کم ) داريم

مهم نیست

آقای فلاح ! تمام اهن و تلوپتون همینه با سرعت شما و رفقای بیکارتون دارین به به طرف هیچی میرین . بهتره اسم تازه ای برا این نوع کارا بذارین . شما و دوستان بیکارتون خیال می کنین که موج تازه ای رو راه انداختین . پس اسمشو هم بذارین معنا زدایی در شعر . این اسم لااقل یه معنایی به کاراتون می ده و معلوم می کنه که دارین یه کاری می کنین . ضمنا پوچ ترین مطالب تو همه وبلاگا تو وبلاگ شماست . واقعا وبلاگتون خالیه هیچ چیز بدرد بخوری تو اون نیست . من که هنوز مطلب قابل تعمقی تو وبلاگتون بعد از اینهمه مدت ندیدم . موفق باشی

babak

سلام آقای فلاح عزيز بايد بگم که قسمت آخر شعرتون زيبا تر بود از بقیه ی شعر صحنه ای که زندگی دچار ابهام ... به بعد ای کاش کمی هم من را راهنمایی می کردید! قربان شما

babak

سلام واقعا اين آقايی که به اسم مهم نيست نوشته است اسمش که مهم نیست هیچ کامنتش هم مانند اسمش . اميدوارم که خودش اينجوری نباشد. معنا زدايی!! کمی دقت يا شايد هم کمی انصاف!

ali akbarzadeh

سلام اقای فلاح عزيز بعداز اتوبيوگرافی ديگه نيومده بودم فکر کردم ول کردين . الان می بينم هستين . خوشحالم دوباره بازم می ام شعرتون هم زيبا بود باتشکر خرس مهربان

navid

درود مهرداد ! کم پيدايی...؟!

mohsen bolhasani

سلام!دوست !!متاسفم که برخی به جای حرف می چرند!خوبيد!؟ درسته ميانه ی خوبی با من نداری اما من برايتان احترامی ويژه قايلم! کاش می توانستيم به هم بگوييم نه پشت پا! ولز نام کشوري ست که نيست!

مهدی مرادی

زخم کهنه است !در شعر تو انگار اين پسر خيال مردن ندارد سهراب را می گويم!

reza

نمسن نمی دونم اينا که ميگی به چه درد می خوره