سلام !

بعضی وقت ها توی یه چیزی مثل یه چیز گیر می افتیم که اگه بیرون بیایم ، مثل این می مونه که از دوباره افتاده باشیم تو دست قابله ! من هنوز من نیستم خیلی . گپ زدن هم هی ... کی می دونه ؟ اما اون مادر متن هم که یکی به چه قشنگی گفته از اون فحشای قدیمه ، الان منو می ترسونه و اون دام دا ! دایاد هووا ! دا ! هم صدای رعدیه که از برخورد فیزیک و متافیزیک به گوش می رسه . شایدم یه ورد هندی باشه ... کی می دونه ؟ خلاصه رفتم و برگشت ... !

/ 46 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ویروس جدیدشعر

درود بر کلاغ عزيز عيد برشما مبارک بيا به ويروس هم سربزن ونظربده منتظرم

MM

مهرداد جان نوروزت پيروز . سالی سرشار داشته باشی عزيز.

محمد

سلام.اگه سری به اين جا زديد چند تا کار تازه می بينيد.نمی دانم کتاب ام را ديده ايد يا نه اگر نديديد برايتان کتاب ماه بگذارم.

میترا عبدالرضایی

آقای فلاح برادرم با شما کار مهمی دارد و در ارتباط با چاپ شعر بزنامه می خواست با شما صحبت کند.ضمنا صفحه ای را مانیها برایشان تشکیل داده که آدرسش را در بالا نوشته ام

ali mansoury

سلام شما لينک شديد .راستی آقای فلاح من توی کرمان چطوری می تونم کتابتون رو گير بيارم

سهيل قاسمي

سال نوت هم اگه خواستي و دير نشده بود مبارك ات. وبلاگ هم مشمول قانون اين نيز بگذرد شد نه؟ يا به عبارت‌ِ به‌تر تبصره‌يِ ...‌ِ لق زديد به اش؟ به هر حال. خبري ندارم هيچ. زنده‌گي فشار مي‌آره بد جور. من رو به اين طرف كشونده تو رو معلوم نيست كجا ها.

نارا

بر زير آفتاب سوزان / چرا درخت باشم/بر باليده و سايه گستر؟/هنگام که تو / از ياد برده ای/ همه ی هر آن چه خنکا را.