این فرشته

از آن قماش نیست که هاله ای قشنگ
پیچد دور سرش
به دستش چنگ
نرم بیاید به خواب مان لالا بخواند

این فرشته کارش را خوب
می داند چه کند تا دود از سرمان بلند
داد مان هوا

پرسه در آسمان چندم هم نمی زند
زیر همین زمین
جایی میان آتش و چه می دانم
برای خودش حالی
هیچ هم منتظر نمی نشیند یکی صدایش
همین که لبریز
بال و پری می تکاند و دیگر
احدی جلو دارش

ملاحظه ؟             اصلن !
رشوه ؟                 ابدن !
زیر پایش که بیفتند هم ( می افتند ) عین خیالش
نرده و پرچین نمی شناسد
کارش پرده دری ست
دیوار بتن هم که کشیده باشیم دور خودمان آوار !
هرچه زباله آشکار !

/ 1 نظر / 15 بازدید
farhad

پيام گير يا قسمت نظرات ونبايد با پشت در دستشويی های عمومی اشتباه گرفتو عقده ای ( ) را به معرض نمايش گذاشت مهرداد جان کارت حرف نداره بی واسطه وخالص