آقای پشت پنجره !

 

اندازه ی چوبی که خورده ایم داد می کشیم

آقای پشت پنجره !

خنده اگر که بیشتر داریم  داریم !

 

می بینید ؟

تفی که پرت کرده اید

در هوا معلق است

قرار نبوده دنیا تمام

این اتفاقی که هر غروب می افتد

به درد ِ برداشتن هم نمی خورد

 

به بازی خودتان برسید !

بزنید زیر هر چه ... می دانید ؟

حق با کسی ست که نیست

ما هم برای مبادا

گربه های ملوسی در آستین داریم

 

حرف آخر را کسی نمی زند

اول لندهوری ست با کلاه کج

هر که بگوید "ب"

می گوید : دِ ! مگه ما برگ چغندریم ؟

 

خیال تان تخت

عابری که ناگهان گم

تمام نمی شود !

 

/ 3 نظر / 20 بازدید
zartosht

che khoob ostaad. man az khodamo inja nadaram. intori iek bare digeh mikhoonamesh. dastet dorost zartosht

سيده نسترن ميرابوطالبي

سلام اقاي فلاح يك كار نيمه تمام دارم كه نه شعر است نه حرف درست و حسابي الان كه امدم اين جا نمي دانم چرا فكر كردم مي توانم براي شما بنويسمش به كمكتان احتياج دارم لطفا بخوانيدش و نظر دهيد ممنونم {شهر جنگل را گرفته است يا جنگل شهر را ؟ علف هاي كنار جاده كه فرمان روايي كنند همه هرزه مي شويم} ديگه نه تونستم چيزي ازش كم كنم نه زياد انگار از دستم در رفته ممنون مشم كمكم كنيد

حوا

ما هم برای مبادا گربه های ملوسی در آستین داریم