رنگالودگی !

 

سایت مهرداد فلاح - باران سال گذشته هنوز بر نرده ی چوبی ایوان نشسته است!

حسن سهولی

تغزلی که دلشوره های خود و معاشقه های خود و فرهنگ ویژه ی خود را بر می دارد . دلشوره هایی لذت بخش که نه می توان از دلشورگی اش گذشت ونه لذتش را رها ساخت . این همه زاییده ی زبانی ست که مثل گل می شکفد و مثل یک ترقه می ترکد و پخش می شود ، غیبش می زند ، پیدای پنهان می شود . افتادن واژه ها روی صفحه و برخورد آن برای شکل بستن از مجموعه ی واژه ها ، تکواژها ، هجاها و واج ها به شکل پراکنده با محوریت واژه ، طعم تغزل را به درستی پژواک می کند . سپس موضوع را می آموزد ؛  موضوعی که خوشه ای ست و محورهای خطی و ساده را کنار می گذارد - گرچه ظاهرن خطی به نظر می رسد - . فلاح توانسته این خواندیدنی را ایستاده بدواند و بر صفحه نمایش دهد که من باور کنم :
"از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند" !

عه تا منصوری

با چشم  خیره به رنگالودلی و  ورای هوش گرم وهم  و رویام
ترکیب درهم تصاویر تنه از کولاژ خواندیدنی و شاخه از  صورخیال سرکش...دارم
جسد مصدر "خندیدن" ،  گیر به ناخن بیل مکانیکی معلق در هوای انتقال به قبرستان احساس
باسن مایل "رقصیدن" در آستانه ی تماس تیپا ، تسلیم سقوط و سجده
"بوسیدن " سبزه ی خشک ، واژگون به بند توبه
باند خاکستری  ، بستر رسمی سه سطر سیاه : در دست های بسته رسیدن / با چشم های باز شنیدن / بر پاهای بریده شکفتن
کابوس... کابوس  سرخ انفجار جار جار ترکش و وحشت صوت
که ترک افتاده به دی  وا    ر می بردش آ و ا ر  بنفش سرد پریده
سبز نسیان و امید ... و باز هم گل ، گفتن شنیدن دادن  دادن داد... فریاد

 شبنم شیروانی

 رنگالودگی حاوی پارادوکس های معنایی ست . در سه سطری که رقم خورده ، رنگ ها نقش متمایز کنندگی خود را به خوبی بازی کرده اند . پشت کار سایه هایی پنهانی در تقابل با سطرهای پیدای هم رنگ خود ، خودنمایی می کنند که مهارت مستتر در نقش آفرینی وازه های  شاعرانه  را زیرکانه در لفافه زنگ ها ، سایه روشن ها ، متن و پس زمینه نشان می دهد . بار معنایی رنگ ها به جا نشسته : سرخ در انفجار و ترکش های ناشی از آن ، رنگ بنفش بی رمقی وازه ها ی" ترک افتاده به دیوار " را تداعی می کند و سبز هم شکفتن بوسه های غنچه لب را . کار قشنگی ست ؛ در نهایت تناسب و ایجاز .

/ 62 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مازیار عارفانی

من اسبم! اسبی سیاسی که کراوات می زند و با بی بی سی مصاحبه می کند ... ... به روز کرده ام زیرا...

مرتضی خلیلی

سلام دوست خوبم بعد از ماه ها با یک کلام رباعی و دوکلام دوبیتی به روزم. شدیدا" به اومدنتون نیاز دارم

جهانگیردشتی زاده

حرکتی میان شعروداستان... سلام آنچه مینویسم ...هرآنچه ...چه شعر وچه داستان ..ناگزیر ...وپرگریز...دربیشتر محافل ...وحتا اینجا هم دوستان پرسیده اند...ازشعر یا داستانم اززبان وساختار...فضا ..تصویر موسیقی .ووو... سلام دوست شاعرم ...به شعرم دعوت میشوید.. مرا بهره مند کنید ازسخنهایتان سپاس

میترا سید حسینی

سلام.. سال نو(د) مبارک.. بهار است و لحظه های بارانی... اگر جلیقه ی نجاتم نمی شوی لا اقل... با شعری کوتاه به روزم و منتظر حضور گرمتان...

جهانگیردشتی زاده

دریک اتفاق تازه بسر میبرم میخواستم شمارا هم گفته باشم تا بدانید ... یک اتفاق تازه ... به ناگهانی شعرهایم رنگ داستان به خود میگیرد...و داستانهایم رنگ شعر، به خود گرفته ...مثل جاری شدن دو رود ...مثل هم آواز شدن دوساز ...مثل ترکیب دورنگ درهم ..مثل ترکیب دولب سلام دوست عزیز ...شاعر گرامی به شعرم دعوت میشوید منتظر نقد ونظر شمامیمانم ..سپاس

مهدی شیخیانی

درود با احترام بیصبرانه و مشتاقانه منتظر حضور سبز و نظرات ارزشمند شما هستم ورق ها پخش و دل میلرزد و فال و حکم و پک پک و اسپیک و تیغ و... س- ساکت ،ن- نفس، پیشانی داغ به رگ ها میشود نزدیک و تیغ و...

امرداد

سلام ! برای خواندن "سمفونی چتر ها در لوت " دعوتید !