گفتار اندر باب بلوط !

من شعر نمی گویم که کسی بخواند و چه چه بزند ! می نویسم که نوشته شوم و بگویم که دنیا دنیاست به علاوه ی من ! می نویسم که نگویند فلانی بلد نبود . من بلدم شما را جایی بکشانم که سرگیجه بگیرید و پرت ... ! دروغ چرا ؟

سرم گیج می رود و من نمی نویسم که بگویم چنین و چنان . می گویم که ما ویرانیم ! سر پا نایستاده ایم ! ماسک زده ایم و رنگ شده ایم ! تازه همه ی این ها هم یعنی کشک ! کمی این پوست را کنار بزن ببین اون تو چی می بینی ؟ به من هم بگو !  

/ 48 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دودوزه باز

راستی ... چرا هول کردی و ايميل جديدشو به قول خودت !!!!! لو دادی ؟ هول نشو پسرجان ! اگه ایمیلتو عوض کردی پس چرا با همون آرمات قبلی این پیامو نوشتی ! ضایه جان چرا هروقت چراغت روشنه یکی میاد لیلی به لالات میذاره ؟ لااقل اون مسنجرتو ببند بعد بیا تو وبلاگا کس شعر بنویس .... مردم که بیکار نیستن عزیز من !

مهدي قره باغي

آقای فلاح سلام!بابا آخه اين بريم هواخوری کی در مياد من يکی که کف کردم از بس شعر بد خوندم آخه چند بار شينمای افشين شاهرودی!!!!!!!!رو بخونم؟

راهی

راستش من اصلا چيزی نمی بينم که بخوام توشو نيگا کنم ،ببينم چيه اون تو ،بعد تازه بيام به تو بگم...تو بيا وبلاگ من ببين توش چيزی ميبينی؟

پرپرونكا

يک اتفاق کوچک افتاده . گفتم تو هم با خبر باشی...

خ

دنياتون خيلی کوچيکه و چشماتونم خیلی تنگ . شما که همديگه ی خودتونو نمی تونين ببينين بهتره بجای ادعای شعر برین کشک بسابین

شاهین

مهرداد عزيز با اين که شعر هايت را نمی پسندم و آن ها را شعر نمی دانم.اما بگو .هيچ آدابی و ترتيبی مجو /هر چه می خواهد دل تنگ ات بگو.بگو با چهار دهان و يک نگاه و آن قدر غار بزن تا سپيدار ها از هوش می از هوش می از هوش يا گوش بروند.بگو مزخرف تا جهان بمزخرفتت تت تت تت مگر همين را نمی خواهی فلاحمی فلاحمی فل فل فل ديگر پلی فونيک ام ام ام من پلی پلی فونيک ام پس هی چر ا عنق و عطسه عنق و لاس عنق و....تا بعد.