شلوغ کرده اند ! نه ؟

اندیشیدن ، خیال ورزیدن ،  آفریدن ! افسوس که از ما دریغ شده است ! دوستان ! چه آنان که دوستم دارند ، چه آنان که چشم دیدنم را ندارند ! این رفیق شما زندگی را با همان سه کلید واژه ای که ذکر کردم ، معنا می کند . بقیه به جان خودم به پشم هم نمی ارزد ! مگر شما نیز چون من و من ها گلوی تان در دست پلید این روزمرگی فشرده نمی شود ؟



شلوغ کرده اند که صدا به صدا نمی رسد ... نه ؟
شنیده ام که پرده ی شن را پس زده
از دست بیابان گریخته
به خیابان ریخته اند
می گویند راست راست راه می روند
کسی به آنان دست بند نمی زند ... حقیقت دارد ؟

راست است که دروغ بال درآورده
از این شهر به آن شهر می رود ... الو ؟
کلاغ ها چرا با قیچی هاشان به جان این سیم ها نمی افتند ؟
عام الفیل دوباره چرا تکرار نمی شود ؟

می گویند زلزله زیر همین خیابان ها خواب رفته است
بیدار نمی شود آخر چرا ؟ الو !

/ 19 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
zakhar

kojaee baba??? khabari azat nist?

nima

نکنه باز داری کلاغ ميشی؟؟؟ هميشه خوب مينويسی. به ما هم سر بزن

ماهِ می

آقای فلاح هميشه از خواندن شعرهای شما لذت زيادی می برم. قضيه اين جايزه را هم نمی دانم٬ علاقه ای هم به اينجور حواشی ندارم. چه خوب بود آنها که شاعرند و نویسنده فقط به قضاوت مردم راضی باشند٬ که فکر می کنم شما از آن دسته اید٬ چون اگر نبودید خیلی قبل تر ها باید کار ادبی را رها می کردید که نکرده اید. از اینکه در این فضای آزاد مجازی می نویسید و برای آدمهایی مثل من که به کارهاتان دسترسی ندارند امکان خواندن آنها را فراهم کرده اید بی اندازه شادم. زنده باشید و پاینده.

man

در جواب همون که خيلی حرص شعر رو ميزنه، والا خيلی وقته کار بعضی ها شده مونويولی با سايت های ادبی مثل يندار و کسی هم صداش در نمياد! خيلی وقته از رو دست اين و اون نوشتن اسمش شده غلط خوانی!! خيلی وقته بعضی با توصل به خونه مجردي و ذخيره ی تلخکی و خانم،نقد و نظر تلکه می کنند و به کوچه ی علی چب(راست!) میزنند!!! اسم اين ها رو نگذاريد حرف حاشيه ای چون مدت هاست شده بدنه ی اصلی گنده ترين داعيه داران شعر هفتاد و همه با دهن باز فقط نگاه می کنند. گول کولی بازی ها را نخوريم.

هادي استعدادي

آغاي قبلي كه نامي ننوشتي و بالاخره معلوم نشد كه چند مني.اگر منظورت عبدالرضايي ست كه بايد گفت بي انصاف تريني.هستي؟شما از همان گروهيد كه هم از توبره ميخورندو هم از آخور.اگر روشنگري و هوشياري همين شاعر بدنام نبودجرياني چنين بالنده بر عليه آقايان تماميت خواه اغاز نمي شد.او اگر چه مخالف شاملوست اما بايد بداند كه اين گوش به زنگي ديناميك را از سلف خود به ارث برده ست ختم كلام اينكه اگراقاي قبلي كتاب جامعه و علي الخصوص في البداهه را تقليدي ميداند بايد قبول كند كه از گذشته شعر فارسي بيخبري كامل دارد.ضمنامنتقداني مثل فلاح ورسولزاده و رزاجمالي واحمدي واستادتان آقاي براهني كساني نيستندكه براي كسب چيزي قلم بفروشند اصلا تا آنجايي كه من خبر دارم اغلب منتقدان شعري درباره عبدالرضايي بارها نوشته اند اي دريغ از يه جو انصاف كه پيدا نميشود اينروزها

dovey

اينجا چه خبره؟ دعواست؟ آقای استعدادی ولی خداييش شعرهای رزا جمالی خيلی بی سر و ته است! من که هر چه سعی کردم نتوانستم يک کلمه از آن دربياورم که به درد دنيا و آخرتم بخوره. بنده خدا فريبا صديقيم هم خيلی سعی کرد منو توجيه کنه اما نشد که نشد. اصلا چه ربطی داشت؟

navid

هنوز سرت شلوغه؟!

ماني

فلاح مي كارد/تمساح مي جود/ وباران.../اصلا چطور است روي اين سيمها سكوت بكاريم؟/الو... /-در حال حاضر كسي پاسخگوي قار قار شما نيست/(اصلا) كه (چطور) ندارد/لطفا (را) را از(راست) برداريد/ازتماس شما متشكرم الو...؟

man

آقای استعدادی،من من یک گرم هم نمی شود ولی شما که منتان هنوز ۳ کیلوست باید بدانید که از قضا فقط کسی که شعر گذشته و معاصر را بشناسد ميتواند اصل و بدل را تميز دهد. مساله اينست که بی لباسی ياذشاه شده مد روز و سنگ به سينه زنان خودش را هم دارد. ولی نگران نباشيد شما هم روزی بالغ ميشويد و عمر کولی بازی هم تمام ميشود. ضمنا تماميت خواهی و مريد يروری را همين کولی ها باب کرده اند. ميگوييد نه، دور و برشان را نگاه کنيد. يندار راهم.

fariba

با نظر قبلی موافقم. و حالم از نوچه ها به هم می خورد.