گپی با نیما

 شب همان شب است

دارم می کشم هنوز

یکی چیزی از جیبش

دیگری از چیزی فقط به جیبش

با چراغ هم راهی نمی رویم

داری می کشی هنوز

یکی از هزار یا از یکی هزار

یکی که توی یکی می لولد تا

همین جا هم زیادی

 قاصدِ روزان ابری ! داروگ ! کی می رسد باران ؟

/ 9 نظر / 9 بازدید
حسن احمدي فرد

سلام جناب فلاح. تهران سر جايش هست يا نه؟

تيردادنصری

با سلام...اين داستان کامنتی به اسم من در ان (شيران خندان)چيه؟؟..عارفانی به من نشان داد و فکر ميکرد که علی چنين کاری کرده.....که بعيد ميبينم از علی.دنبالش باشی و ته داستان را دز بياوری خيلی خوب اسن..در اين صورت يک کامنت برای دوستان شهسواری بگذار..اين جور ارتيست بازی های تهرانيها ممکنه حواس اين دوستان را افسرده کند...

مهرداد فلاح

تيرداد خان اين را چرا از من می پرسی؟! واله من هم بی خبرم. علی چه می گويد؟

صبا نخجوان

سلام بر مهرداد فلاح عزيز.. از اين شعر ها بوی خرمالو می آيد ..لذت بردم.

مازيار عارفانی به تيرداد نصری و فلاح

سلام تیرداد نصری عزیز درباره مطالبی که در وبلاگ شیران خندان نوشته شده بود باید بگویم ساعت بسیاری از کامنت های شهریار کاتبان وداریوش وبعضی های دیگر بسیار به هم نزدیک وکمتر از چند دقیقه بود . با فاصله های تقریبا یکی دو دقیقه ای . از این رو من فکر میکنم تمام کامنت ها کار یک نفر باشد. ضمنا پس از توضیح همین مسئله وافشای این مطلب در همان وبلاگ(شیران خندان) نویسنده اش دست به حذف تمام کامنت ها زد تا گند قضیه بیشتر از این در نیاید. اری عزیز , جریان از این قرار بود.

باران سپيد

سلام نمی تونين تصورش رو بکنيد که ديدن وبلاگ شما چقدر برام خوشحال کننده و ارزشمنده. چون يادمه هميشه و هميشه شعراتون يه جوری هم الهام بخش بوده واسم و هم انگار حرف خودم بوده. هر چند من هيچوقت نمی تون حرفی در برابر شما داشته باشم ولی اميدوارم برای وبلاگ من وقت بزاريد و سری به من بزنيد.

باران سپيد

سربلند باشيد و پايدار.

از مهر به باران

يادمان باشد! باران چتر را به قطره ای هم نمی گيرد